ذبيح الله صفا
1272
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
وحشتزاى چنگيز بلاريز و اخلاف او و فترت ميان دورهء ايلخانان و حملهء تيمور لنگ مىزيسته و بدلايل و جهاتى كه پيشازين گفته شد بانواع رذايل و مفاسد تندرداده و خوى گرفته و حتى آن رذايل و مفاسد را تا ديرگاه براى اخلاف خود باقى گذاشته بودند . رسالهء ديگر عبيد موسومست به « ريشنامه » كه رسالهء بسيار لطيف خوش مضمونيست و در آن نثر و نظم بهم درآميخته و مطالب با لطافت كلام و مضمونآفرينىهاى نويسنده همراه شده است . اگرچه مطالب اين رساله ظاهرا مقرون به شوخى و بذلهگويى دربارهء ريش و منافع و مضارّ آنست ولى در حقيقت ذمّى است از غلامبارگى و عوامل اين مفسدهء نفرتانگيز كه در عهد نويسنده رواج بسيار داشت و خود مردهريگى ننگآور بود از يك رذالت اخلاقى كه از حدود قرن چهارم و پنجم هجرى ، بخصوص در عهد حكومت غلامان و قبايل زردپوست در ايران شيوع يافته و ريشه دوانيده بود . اين رساله گذشته از تصوير زيبائى كه از انشقاق طرفى از خانه و بيرون آمدن شخصى بنام « ريش الدّين ابو المحاسن » دارد متضمن چند حكايت ظريف دربارهء ريش و معايب آن و نظاير اين مطالب است و مصراعها و بيتهايى كه در رساله آمده غالبا از جملهء امثال سائرهء فارسيست . رسالهء ديگر « صد پند » است كه عبيد آن را در سال هفتصد و پنجاه هجرى نوشت و در آغاز آن گفت كه در آن اوان رسالهيى را كه افلاطون براى شاگرد خود ارسطو نوشته و خواجه نصير الدين طوسى آن را به زبان پارسى درآورده و با چندين نامه على الخصوص پند نامهء انوشيروان همراه كرده بود ، مطالعه كرد « و بر آن ترتيب پندنامهيى اتفاق افتاد از شائبهء ريا خالى و از تكلّفات عارى » و درين پندنامه كه متضمن صد پند است باز به همان شيوهء معروف خود انتقادات خويش را در پردهء طعنهها بيان كرده و معايب و مفاسد همعصران را بكنايه و اشاره مورد عيبجويى قرار داده است . اثر معروف ديگر عبيد « رسالهء دلگشا » است كه مفصلترين و بهترين اثر منثور عبيد و از حيث اهميت در رديف رسالهء اخلاق الاشرافست . اين رساله و بهتر بگوييم